جایزه شید و چند کلام مختصر

دومین جایزه شید بود، اولین باری که در شید شرکت کردم، حالا هشتمین جایزه ی شید! و من از دیدن عکس هام، روی دیوار خاکستری راه ابریشم، با چاپ و قاب زیبا، در پوست خود نمیگنجم.

نه آرزو، اما شید چیزی شبیه آرزو شده بود.

وقتی جایزه دوم رونمایی نشد. وقتی نیوشا توکلیان و مجید سعیدی در گالری محسن جلسه بازدید آثار رو گذاشتن. وقتی بهروز مهری اولین برنده ی شید بود، وقتی نام کاوه کاظمی تو اخبار شید به گوشم میخورد. همه و همه باعث میشد فکر کنم اونا دلشون میخواد واقعا عکاسی باشه. واقعا عکس باشه.

هیچ کارفرمایی نمیدیدم؛ شهرداری، شهردار، رئیس روابط عمومی، ناظر کیفی، جناب آقای فلانی، که اتفاقا خودشون هم عکاسی میکنن و خیلی با ذوق و سلیقه هستن؛ این بار برای انتخاب عکس ها به تیم داوری کمک نمیکردن.

جایزه اش هم سال به سال تغییر نکرد. خدا رو شکر اون پول ورودی رو برداشتن. یادمه یه سال که دانشجوی معماری بودم، سخت پول ثبتنامشو دادم.

میخوام راحت بنویسم. خسته نباشیدی به همه ی شید. از شورا تا داورا تا عکاسای شرکت کننده، عکاسای شرکت نکرده، نفرستاده، نخواسته، نپسندیده و پسندیده و سر آخر که میخواستم اول باشه، روشن نوروزی.

روشن عزیز مرسی. از تمام زحمت ها، صبوری ها، پیگیر بودن ها، سال به سال جدی تر گرفتن ها و حالا شید هشتم.

یک بار دیگه هم منتخب شید بودم، همینقدر خوشحال شدم، همینقدر حس خوب داشتم که دیروز با دیدن عکسام روی دیوار خاکستری.

خواستم چیزی رو که هست گفته باشم. یک نفر یک جا فکر نکنه برای من شید با جشنواره ی ملی عکس فلان، یا جشنواره بین الممللی فیلم و عکس فلان برابری میکنه.

نه! اصلا!

با جشنواره ای که اسمش محفوظ بمونه، عکس ما رو تا نیویورک، لندن، فرانسه و آلمان هم روی دیوار بردن، اتفاقا یک سالش هم به یه نفر ۱۰ هزار یورو جایزه دادن.

اما شید نه پولش مهم بود، نه دیوارش، که دیواری هم نداشت، محبتی بود آغشته به اسم و اعتبار که هر سال روی یک دیوار چند پرچینی نشست و رفت.

این اتفاق که میگم، ممکنه حس مشترکی بین من و تمام دوستانی باشه که همدیگرو میشناسیم. هیچ جشنواره ای تو ایران نیست، که بریم ببینیم بچه ها این سالی که گذشت چیکار کردن! چی گرفتن؟

معمولا دور همی،

اکثرا دست جمعی،

غالبا پول قلمبه، همه دنبال همین!

حالا اگر من برای شید از هفت سالی که تو فکرش بودم تشکر نکنم، حیف نیست؟

اگه غصه ی آینده ی شید رو نخورم، حیف نیست؟

اگه این بار خوبشو گفتم، در رو برای اولین انتقاد باز کردم. پس هم شید بار مسئولیتش بیشتر میشه، هم من انتظارم از شید بیشتر!

شید در کنار اتفاقات دیگه تو مسیر عکاسیم، باعث شد اطمینان من از عکاسی خبری صلب شه. این اتفاق خوبی بود. من به خودم اعتماد کردم، عکس رو تو خودم دنبال کردم و حالا فصل تازه تری از مسیر عکاسی رو تجربه میکنم.

آی اهالی شید، عزیزای دلم

حالا که نشونه های این تاثیر گذاری رو میشنوید، باید با استرس، دلهره، قوت قلب، نیت درست، تصمیم های دقیق، آینده نگری بیشتر، سر و صدای کمتر ( که واقعا بیشترش چیزی جز حاشیه نداره)، اتحاد، هدف مشترک و از همه مهمتر دلسوزی برای نسل های بعدی عکاسی ایران! سیاست گذاری کنید!

حالا که میبینین یه نفر ۷ سال براتون کار فرستاده، تمام عکس هایی که انتخاب میکردید رو به دقت نگاه کرده، به تمام تصمیماتتون، تغییراتی که بعضا ایجاد میکنین احترام گذاشته و تاحالا واسه هیچکس نامه تشکر و قدردانی ننوشتهبیشتر از قبل به آینده ی شید فکر کنید.

من نتیجه ی اول های کارم، یک نفر برای اولین بار با هشتمین شید آشنا میشه، مشتاقش میشه، دنبالش میکنه، آرزوشو تو دل پرورش میده! نکنه به فکر آینده ی اون نباشید. شما عملا با زمانی که برای شید صرف میکنین، دارین به عکاس های شرکت کننده احترام میذارین و صدای عکس هاشونو میشنوین. حرف هاشونو میشنوین. مبادا یه روز یه نفر حس کنه، شید برای عکاس ها نبود

من حاصل چند سال کارم رو به شما دادم. فایل خام عزیز ترین و مهم ترین عکس هایی که میتونستم بگیرم رو بهتون دادم.

این ۷ سال به شید، تیم شید، سیاست های شید، اعتماد کردم.

حالا که همه نگاهتون میکنن، حالا که عکاسا بهتون اعتماد دارن، حالا که فصل بازخوردتون رسیده. یک بار دیگه بهترین تصمیم ها رو برای شید بگیرین و دوباره آینده شید رو ورق بزنین. شید ارزش و پتانسیل این رو داره که سال به سال بهتر شه.

مگنوم، سون، وردپرس، دیز ژاپن و…. اونها بهتر از شید شروع نکردن.

باآرزویموفقیتوبهروزی

خشایارجوانمردی

زمستان ۹۶

By | 2018-02-11T21:53:06+00:00 February 5th, 2018|0 Comments

About the Author:

Leave A Comment